نبرد ماراتون

در سال ۴۹۰ پیش از میلاد در محلی به نام ماراتون در پی نخستین یورش ایرانیان به یونان به وقوع پیوست.
پيش زمينه ها و علل نبرد(شورش در مستعمرات)
این نبرد به منظور تنبيه يونانيهايئ بود كه به تحريك آريستگر شورشي در مستعمرات ايران بر پا كرده و با حمله به قلمرو پارس شهر سارد ساتراپ نشين ايراني را آتش زده بودند به وقوع پيوست هنگامی که خبر به پارسيها رسيد خود را به سرعت به شهر رساند و جنگ بزرگي در سارد رخ داد شورشي ها بشدت شكست خورده عده زيادي از آنها قتل عام شدند در اين هنگام آتني ها كه شديدا وحشت كرده و از انتقام پارسيها هراسان شده بودند دست از حمايت شورشيها برداشته و به شهرهاي خود برگشتند .
اما آريستگر نااميد نشد و اينبار به قبرس رفت و اين جزيره را با خود همراه كرد.اما لشكر پارسيها به سرداري آرتبيوس به قبرس وارد شد و اگرچه اتحاد شورشيها و قبرسيها در مقابل آنها صف آرائي كرد ولي در نبرد اين پارسيها بودند كه پيروز شده سر از تن فرمانده قبرسيها جدا كردند پس از آن قبرس نيز مجددا مطيع شاه شد. پس از سقوط قبرس ينيانهائي كه در لشكر شورشيها بودند وحشت زده اتحاد را ترك گفته به شهرهاي خود برگشتند اينبار پارسيها لشكري به فرماندهي دامادهاي داريوش دوريزس،هيمه، اتانس ينيانها را تعقيب كرده شهرهاي آنها را يكي يكي فتح و غارت كردند. بهره مندي پارسيها و شكستهاي متوالي آريستگر را ناميد كرد و دريافت كه غلبه بر شاه پارس و امپراتوري او كار ساده اي نيست پس نفع خود را در ترك شورشيها و فرار به تراكيه ديد و بدانجا گريخت او در تراكيه هنگاهمي كه مشغول جنگ با مردم محلي بود كشته شد.بدينسان در سال 494 قبل از ميلاد شورش ها خاتمه يافت و بار ديگر مستعمرات به حالت اوليه برگشت.
تداركات نبرد
پس از فرونشستن شورشها و برگشت مستعمرات به حالت اول داريوش بزرگ به فراست از خطر يونانيها آگاه شد او دریافت که اشتباه او از آنجا آغاز شده که به هنگام گذشتن از بسفور به جای آنکه به چب بتازد و به يونان قدم بگذارد به سوی راست رانده و بيهوده خود و لشكرش را در سرزمين سكاها سرگردان ساخته است. پس اينبار در انديشه شد كه چگونه خطري كه از جانب يونانيها امپراتوري او را تهديد مي كند را مرتفع نمايد خبرهاي رسيده از يونانيها حاكي از آن بود كه علي رغم خاتمه شورشها آتنيها كماكان به تحريك مستعمرات ادامه مي دهندو در حال تقويت بحريه خود هستند اين بود كه داريوش سفرائي به يونان اروپائي اعزام و به آنها ماموريت داد تا از تك تك شهرهاي يونان آب و خاك خواسته آنها را به اطاعت از شاه پارس فراخوانند از طرفي در همان حال جانب احتياط را رها نكرد و براي تدارك يك جنگ مهم دستور ساخت كشتي هاي بزرگي كه قادر به حمل اسب و مهمات و آذوقه باشند را صادر كرد.
سفراي داريوش قدم به يونان گذارده و به همه دولت شهرها فرمان داريوش را ابلاغ كردند همانطور كه دربار پارس پيش بيني مي كرد به غير از آتن واسپات اكثر شهرهاي يونان اروپائي سر تسليم فرود آورده و مطيع شاه گرديدند. در يونان واسپارت عليرغم قاعده معمول بين ملتها سفراي داريوش را به چاهي انداختند و كشتند .اين كار آتن واسپارت داريوش را بسيار خشمگين كرده مصمم در گرفتن انتفام شد .
آتنيها ازاينكه شهرهاي يوناني مطيع شده سخت مكدر گرديدند توسط «فيليپ پيد» دونده مشهور و تندرو، پيامى براى اسپارتى ها فرستادند و درخواست كمك فورى نمودند و خود نيز آماده نبرد شدند. اسپارتى ها پيغام فرستادند كه به آنان كمك خواهند كرد، اما به علت جشن هاى مذهبى اين كمك حدود دو هفته به تأخير خواهدافتاد.
از طرفي داريوش قشوني بزرگ بياراست و فرماندهي آن را به داتيس نام مادي وارتافرن برادرزاده خود داد اينها با 600 كشتي تري رم عازم يونان شده پس از ورود به شبه جزيره آتيك با راهنمائي هيپ پياس يوناني به دشت ماراتن رفته درآنجا اردو زدند تقريباً در همان موقع به آتنى ها خبر رسيد كه ايرانيان در ماراتن در حال پياده شدن به ساحل هستند.
تداركات نبرد
آتنى ها با حدود ۹۰۰۰ نفر پياده نظام سنگين اسلحه و تعدادي نيروهاى سبك به ماراتن شتافتند. بزودى اهالي شهر پلاته هم به يونانيها پيوستند و در مقابل پارسيها صف كشيدند. فرماندهى آتنى ها را در اين نبرد «كاللى ماك» به عهده داشت و ده سردار ديگر آتنى تحت فرماندهى او بودند كه شجاع ترين و با تجربه ترين آنها «ميلتياد» بود.
ظاهراً ايرانيان فهميدند كه بسيارى از آتنى ها از ترس شكست و انهدام شهرشان آماده تسليم هستند. پس جنگ را به تاخير مي انداختند تا بتوانند با استفاده از نفاق دروني آتينها شهر را تصرف كنند.«ميلتياد» طرح جنگى ايرانيان را حدس زد و اصرار نمود كه بلافاصله به نيروهاى ايران حمله شود. پس از تشكيل يك شوراى جنگى پرشور «كاللى ماك» به پشتيبانى از طرح جسورانه «ميلتياد» رأى داد و فرمان جنگ را صادر نمود. بلافاصله نيروهاى آتنى و اهالى پلاته درفاصله هشت استاد( ۱۴۷۲ متر) و به روايتى يك مايل از سپاه ايران آرايش رزمى گرفتند. در اين آرايش تاكتيكى، آتنى ها در جناح راست و اهالى پلاته در جناح چپ مستقر گرديدند… «ميلتياد» جبهه يونانى ها را طورى گسترش داد كه جناحين نيروهاى متكى به دو رودخانه كوچكى گرديد كه به دريا جريان داشتند. اين كار موجب گرديد كه مركز آتنى ها ضعيف (۱۲ رديف سرباز در عمق) و در مقابل سوار نظام ايران ضعيف و آسيب پذير گردد. اما «ميلتياد» جناحين نيروهايش را با ۱۶ رديف آرايش داد. نتيجه اين آرايش آن بود كه جناحين او قوى و به وسيله خط ضعيفى در مركز جبهه به يكديگر متصل مي گرديدند. پس از اين آرايش، آتنى ها اقدام به يورش نمودند و دوان دوان به سوى سپاهيان ايران حمله بردند. ايرانيان از اين نوع شيوه كارزار كه عده اى بدون ترس و محابا به سوى آنان مى دوند دچار بهت و حيرت شدند و پنداشتند كه آتنى ها (يونانى ها) ديوانه شده اند.البته اين شيوه نبرد را يونانيها عمدا بكار بردند چرا كه يونانيها مي دانستند كه پارسيها در تيراندازي با كمان بسيار تبحر دارند واگر بخواهند آهسته پيشروي كنند هدف آماج تيرهاي آنان قرار خواهند گرفت
همين كه سربازان آتنى مقابل ايرانيان رسيدند جنگى سخت و خونين آغاز گرديد. در ابتداى جنگ ايرانيان به سهولت مركز سپاه يونانيها را شكافته به عقب راندند، زيرا در قلب لشكر ايران هميشه سربازان گارد جاويدان حضور داشت اينها از نظر اسلحه و آموزش نظامي قوي بودند و در نبردها به سرعت قلب دشمن را شكافته پيش مي رفتند اما نقطه ضعف سپاه ايران در نبردها جناحين آن بود كه از نيروهاي غير پارسي كه غالبا سربازان كارآزموده اي نبودند تشكيل ميشد بدين ترتيب نيروهاي جاويدان مجبور بودند زياد پيش روي نكنند زيرا احتمال مي دادند كه جناحين سپاه نتواند همپاي آنها پيش بيايند و آنها در قلب سپاه دشمن تنها مانده توسط جناحين دشمن محاصره و قتل عام شوند. اما در اين حين فالانژهاى سنگين اسلحه يوناني در دو طرف ميمنه و ميسره ، جناحين نيروهاى ايران را به عقب راندند. با غلبه يونانيها در جناحين، مركز سپاه ايران نيز مجبور به عقب نشيني شد و پارسيها رو به دريا شروع به فرار كردند. يونانيها، نيروهاى ايران را تا ساحل تعقيب نمودند ولى نتوانستند از سوار شدن آنان بر كشتى جلوگيرى نمايند بدين ترتييب پارسيها سوار به كشتي ها به سمت دريا روان شده سعي كردند خود را به آتن كه اكنون بدون محافظ بود برسانند. اما اين طرح آنها نيز بدون نتيجه ماند چرا كه يونانيها با شتاب خود را به شهر رساندند پس از اين واقعه داتيس سردار ايراني باقيمانده نيروهاي خود را به آسيا بازگرداند .اين جنگ چنانكه يونانيها نوشته اند سايه به نام ايران در تاريخ افكند چه پارسيها تا اين زمان هرجا ميرفتند فاتح بيرون مي آمدندتنها نام مادي يا پارسي يونانيها را دچار وحشت مي كرد و در اينجا براي اولين دفعه عدم بهره مندي گريبانگير سپاه ايران شد.
عده سپاه دو طرف
در بارهٔ عدهٔ نفرات جنگ هردوت ساکت است ولی کرنلیوس نپوس پیاده نظام را ۲۰۰ و سواره نظام را ۱۰ هزار نوشته و همینطور ژوستن عدهٔ کل نفرات را ۶۰۰ هزار نفر نوشته. در مورد تلفات هردوت تلفات ایران را ۶۰۰۰ هزار و یونانی‌ها را ۱۹۶ تن نوشته همینطور ژوستن تلفات ایران را ۲۰۰ هزار تن نوشته‌است. حسن پیرنیا(مشیرالدوله)در کتاب خود تاریخ جنگ‌های ایران باستان این جنگ و نوشته‌های مورخان را به خوبی تحلیل کرده. در آغاز راجع به ارقامی که مورخان قدیم نوشته‌اند باید گفت که چگونه ۲۰۰ یا ۶۰۰ هزار سپاهی در ۶۰۰ کشتی جا شده‌اند. گروندی عدهٔ سپاه ایران را در کل ۴۰ هزار و من رو ۲۵ هزار پیاده و ۱ هزار سوار نوشته است
ماراتن افسانه يا واقيعت
و مهمترین نکته این است که به تازگی عقیده‌ای آمده که سپاه ایران در ماراتن شکست نخورده برای بررسی این عقیده باید در آغاز دشت ماراتن را توصیف کرد.
1-خلیج ماراتن دریای باریکی است که به طرف جنوب امتداد یافته و دماغه‌ای از طرف شمال به چلیج مزبور دویده‌است. در مقابل آن دشتی است به طول ۹ کیلومتر و عرض ۲ کیلومتر در اطراف این ژمین باتلاق می‌باشد که باتلاق‌های شمال عمیق تر اند و ساحل از ماسه پوشیده شده و از این جهت زمید سفت ولی باریک است په به فاصلهٔ کمی از دریا باتلاق‌ها شروع می‌شود و در طرف غرب تپه‌هایی هست که سپاه یونان آن را اشغال کرده بود.
2-هانس ولبروك» مورخ آلمانى است. مى نويسد: ارتش يونان در ماراتن از سربازان پياده سنگين اسلحه تركيب شده بود كه قابليت مانور آن محدود بود. در مقابل سپاه ايران از كمانداران و سواره نظامى كه آموزش عالى داشتند، تركيب شده بود. «هرودوت» نوشته است كه فاصله دو لشكر 8 استاد يا 1472 متر بوده و يونانيها با طي اين مسافت در زمان كوتاه و خرد نمودن مركز جبهه ايرانيان فاتح شدند.و فرصت ندادند تا پارسيها بتوانند از كمانداران و يا سواره نظام خود استفاده بكنند.و با اين تاكتيك سپاه ايران را شكست دادند «ولبروك»مورخ آلماني خاطرنشان ساخت كه اين عمل از لحاظ فيزيكى غيرممكن است. طبق آيين نامه هاى نظامى مشق صف جمع ارتش آلمان، سرباز با تجهيزات كامل مى تواند فقط در دقيقه تقريباً ۱۰۸ تا ۱۱۵ قدم بدود. اسلحه آتنى ها از سربازان كنونى آلمان سبكتر نبود پس اگر طول قدم هر سرباز با تجهيزات را 80 سانتيمتر فرض كنيم 1825=1472/80يعني يونانيها 1825 قدم را به سمت سربازان ايراني دويده اند كه اگر هر 108 قدم را در يك دقيقه فرض كنيم تقريبا 17 دقيقه طول كشيده تا دو سپاه با هم برخورد كنند حال سوال اينجاست كه آيا 17 دقيقه زمان كمي است تا يك كماندارايراني بتواند تيري را از تيردان خود خارج و در چله كمان گذاشته به سوي دشمن پرتاب كند و يا سواره نظام ايران در مدت 17 دقيقه نمي توانسته آرايش بگيرد.
3-هرودت نوشته كه كه لشكر ايران پس از شكست عقب نشسته و سوار بر كشتيهاي خود شده به دريا رفتند و به آسيا برگشتند حال موضوع اينجاست كه سپاهي كه عقب نشسته و درحال فرار است و يونانيها نيز آن را تعقيب مي كنند چگونه فرصت داشته كه به كشتيها بنشيند آن هم در جائيكه اسكله اي وجود نداشته يا مي بايست همه كشته باشند يا به دريا ريخته باشند.
4-يك سر تيپ آلماني در جنگ جهاني دوم از تنگه ي ماراتن گزارش ميكند:
به محض پياده شدن موقعيت را مناسب براي بر پايي پادگان در آن محيط تنگ نديدم و پس از شور با افسران تصميم به عبور از آن ناحيه و بر پايي يك پادگان در ناحيه اي مناسب گرفتيم . معزلي ديگر رخ داد ! هنگام عبور نيرو ها حتي نتوانستيم دو دستگاه از تانك هاي پانزر خود را كنار هم از آن مكان عبور دهيم. بنا بر اين نقل انتقالات نيرو ها تا پاسي از شب به طول انجاميد كه به ناچار در آخر حمل تعدادي از وسائل نقليه را به فردا موكول كرديم
پس چگونه بوده كه پارسيها با 600 كشتي در اينجا پياده و بعد هم مجددا سوار و به دريا برگشته اند
5-ناپلئون كه وقايع نبردهاى ايران را به استناد نوشته هاى هرودوت و ساير منابع يونانى مطالعه نموده است ، در يادداشت هاى خود چنين مى نويسد: در باب فتوحاتى كه يونانيها به خود نسبت مى دهند وشكست هايى كه براى ايرانيان قائلند ، نبايد فراموش كرد كه اين گفته ها تماماً از يونانى ها است و گزاف گويى و لافزنى آنان نيز مسلم مى باشد. از طرف ايرانيان نيز نوشته هايى به دست نيامده تا بتوان اين نوشته ها را با گفته هاى يوناينها مقايسه كرد ونتيجه را بر مبناى قضاوت قرار داد.
6-هرودت گفته كه يونانيها خبر پيروزي را توسط دونده خود به آتن فرستادند حال سوال اينكه آيا يونانيهاي نمي دانستند وكشف نكرده بودند كه اسب از انسان سريع تر ميدود و براي اينكه خبر پيروزي را به شهر برسانند از انسان استفاده نكنند آنها مي توانستند يكي از اسبهاي سواره نظام سپاه ايران راكه شكست داده بودند دراختيار اين دونده مشهور قرار داده تا بتواند خبر را سريعتر برساند وجان خود را هم از دست ندهد
7-نى بور : Niebuhr مى گويد: «نوشته هاى يونانيها درباره نبرد ماراتن وجنگهاى ديگر ايران با يونان به شعر وافسانه گويى و داستان سرايى از تاريخ نويسى شبيه تر است. آنچه به نظر مى رسد اين است كه سپاه ايران در دشت ماراتن دچار شكست نشده است، بدين معنى چون «داتيس » فرمانده سپاه ايران متوجه شد كه ميدان عمل وباريك بودن عرض ميدان نبرد مانع از كاربرد سواره نظام است ، ناچار شد كه فرمان عقب نشينى صادر نمايد. «هرودوت » صدور فرمان عقب نشينى را به منزله شكست سپاهيان ايران قلمداد كرده است»
دوی ماراتن
بعد از پایان جنگ ماراتن و پیروزی سپاه یونان بر داریوش یکی از سربازان یونانی فاصله42 کیلومتر را تا آتن پیمود تا این خبر را به آتن برساند. هر سال به یاد این جنگ دویی با نام ماراتن برگزار میشود که شرکت کنندگان در مسافتی 42کیلومتری با هم رقابت می کنند.
منبع:http://fa.wikipedia.org


دشت ماراتون

نقشه یونان در زمان نبرد ماراتون

نقاشی داریوش اثر نقاش یونانی

آرایش اولیه نیروها در ماراتون.

تصویری از کشتی های ایرانی قبل از نبرد

نقاشی معاصر از آرایش نظامی مزدوران یونانی

گارد جاویدان-کتیبه داریوش شوش

نبرد ماراتون

Hill مکانی که مرد یونانی پس از مرگ دفن شده است

کلاهخود یونانی کرنتین و جمجمه داخل آن
استفاده شده در نبرد ماراتون
موزه سلطنتی انتاریو-کانادا

مجسمه pan موزه کاپیتولاین-رم

دوی ماراتون-المپیک 1896