ارنست بارکمن


ارنست بارکمن

ارنست بارکمن

Ernst Barkmann

متولد 25 آگوست 1919 ، مرگ 27 ژوئن 2009 ارنست بارکمن در تاریخ 25 آگوست 1919 در روستای کیسدورف (KISDORF) در سگربگ (SEGEBERG) واقع در ایالت هولشتاین در آلمان متولد شد. پدرش یک مزرعه دار بود به همین دلیل بارکمن پس از اتمام دوره تحصیل جا در جای پای پدر گذاشت و در مزرعه پدری به کار پرداخت. در 1 آوریل 1936 بارکمن داوطلبانه به واحد اس اس پیوست و بعد از سه ماه آموزش به لشگر باتالیون در رادولفستل ملحق شد . در 1 سپتامبر 1939 با حمله آلمان نازی به لهستان، بارکمن در ارتش چهاردهم آلمان که از پروس شرقی عملیات می کرد به خدمت پرداخت. او در این عملیات به عنوان توپچی تانک در گردان سوم از واحد نهم ژرمانیا خدمت نمود. او در جریان این نبرد خوب جنگید و به همین دلیل به رتبه سرجوخه ارتقا یافت. او همچنین در جریان نبرد لهستان مجروح شد و به دریافت نشان سیاه زخمی شده در جنگ نائل شد. در اکتبر 1939 واحد ژرمانیا که بارکمن در آن خدمت میکرد، به عنوان بخشی از لشگر اس اس موسوم به ورفوگونگستروپ (VERFUGUNGESTRUPPE) گردید. در سال 1940 با حمله ارتش آلمان نازی به غرب بارکمن در نبرد فرانسه شرکت کرد و نشان پیاده نظام را دریافت نمود. در اواخر سال 1940 واحد ژرمانیا تبدیل به یک لشگر اس اس گردید و تعداد زیادی از داوطلبان اروپائی غیر آلمانی را پذیرفت. در 22 ژوئن و پس از حمله آلمان نازی به اتحاد شوروی، بارکمن و لشگر ژرمانیا در این عملیات شرکت نمودند اما یک روز پس از آغاز تهاجم، در روز 23 جولای 1941 بارکمن در نزدیکی شهر دنیپروپتروفسک (DENIPROPETROVSK) مجروح شد و به دریافت صلیب آهن (کلاس دوم) نائل شد اما تا پایان سال 1941 از جنگ دور ماند. در اوایل سال 1942 بارکمن به عنوان مربی داوطلبان اروپائی در یک واحد آموزشی در هلند منصوب گردید. در زمستان 1942 - 43 او مجددا به جبهه شرق فرستاده شد و در گروهان دوم از هنگ اول لشگر دوم پانزر گرانادیر - داس رایش به خدمت مشغول شد. او به محض ورود به خط جبهه به عنوان توپچی در واحد تانک ِ آلفرد هرگشیمر به خدمت مشغول شد. لشگر داس رایش تحت فرماندهی ژنرال پل هاوزر فرمانده کل واحد های پانزر ِ اس اس موسوم به پانزر کورپس تحت هدایت مارشال ماینشتاین در گروه ارتش جنوب عملیات می کرد. داس رایش به عنوان جلودار ارتش ماینشتاین تلاش میکرد تا جلوی پیشروی ارتش اتحاد شوروی به سوی خارکف را بگیرد. در این عملیات هنگی که بارکمن در آن خدمت میکرد در مقیاسی وسیع دست به عملیات متحرک زد و موفق شد گروه رزمی مارشال پوپوف فرمانده روس را نابود نماید. در این عملیات بارکمن تبدیل به یک توپچی عالی گردید و به درجه گروهبان دومی ارتقا یافت و فرماندهی واحدی را که خودش در آن خدمت می کرد به دست آورد و در جریان نبرد سوم خارکف نیز موفق شد تعداد زیادی از نیروهای دشمن را از پای درآورد. در جولای 1942 لشگری که وی در آن خدمت می کرد در عملیات سیتادل ( در زبان آلمانی به معنی سنگر میباشد) برای محاصره خمیدگی کورسک شرکت نمود. بارکمن در نزدیکی پروخروفکا (PROKHOROVKA) در بزرگترین نبرد تانک شرکت کرد. در طول دفاع پس از نبرد کورسک لشگر پانزر که به تانک های پنتر اوسف مدل دی (PANTER AUSF .D) مجهز شده بود به نبرد ادامه داد و اما نتایج کمی به دست آورد زیرا بسیاری از این تانک ها به دلیل مشکلات فنی قبل از آغاز نبرد از صحنه نبرد خارج می شدند. پس از واماندگی لشگری داس رایش در پدافند و دفاع، دستوری مبنی بر ترک سریع جبهه شرق و اعزام این لشگر به خط دفاعی در کنار رودخانه موز در هلند به این لشگر ابلاغ شد.

در این نقطه لشگر داس رایش به همراه لشگر سوم اس اس پانزر به نام توتوکوف (TOTENKOPF) یک خط دفاعی را تشکیل می دادند. در آگوست همان سال بارکمن به گروهان چهارم منتقل شد که مجهز به تانک های جدید پنتر دی که اشکالات فنی آن برطرف شده بود گردید. اندکی بعد لشگر داس رایش مجددا به جبهه شرق اعزام شد و تا ژانویه 1944 در جبهه شرق به عملیات مشغول شد اما در فوریه 1944 دستوری مبنی بر انتقال این لشگر به فرانسه صادر گردید تا در قالب بخشی از گروه پانزر غرب در آن منطقه استقرار یابد. هدف از این انتقال ذخیره نمودن این لشگر برای حمله متفقین به فرانسه بود. این لشگر به منطقه بردو اعزام شد. در این منطقه به جز چند زد و خورد محدود با پارتیزانها حادثه مهمی روی نداد و بارکمن به همراه گردان اول هنگ پانزر با تانک های تازه تحویل شده پنتر در آنجا باقی ماند. در 6 ژوئن 1944 عملیات موسوم به دی - دی آغاز شد و متفقین در ساحل نرماندی پیاده شدند. زمانی که آدولف هیتلر پس از چند روز تاخیر دستور حرکت لشگر داس رایش به سوی نورماندی را صادر نمود، این لشگر با دستور آماده باش درجه یک برای حمله دوم احتمالی متفقین به جنوب فرانسه در آن منطقه مستقر بود و فاصله زیادی با منطقه مورد تهاجم نرماندی در شمال فرانسه داشت. (علت حضور داس دایش در جنوب فرانسه سرازیر شدن انبوه اطلاعات غلط توسط عوامل دو جانبه از جانب متفقین به سوی دستگاه های اطلاعاتی آلمان نازی بود که براساس آن حمله نهائی و اصلی به فرانسه در جنوب آن کشور رخ می داد). زمانی که برای آلمانها روشن شد که حمله به نرماندی همان حمله اصلی متفقین می باشد داس رایش دستور یافت تا به سوی شمال فرانسه و نرماندی حرکت کند اما حرکت داس رایش به سوی جبهه با حملات پارتیزانهای فرانسه و جابوها بسیار به کندی انجام شد. (جابوها عده ای از افراد واحدهای ویژه انگلستان بودند که قبل از آغاز عملیات در نرماندی مخفیانه به فرانسه اعزام شده بودند و وظیفه داشتند تا به محض آغاز عملیات در نرماندی با انفجار ریلها و پل ها و انجام عملیات پارتیزانی به کمک اعضای نهضت مقاومت فرانسه آزاد، عملیات اعزام نیرو و تدارکات در جبهه آلمان ها را با تاخیر مواجه ساخته و یا غیرممکن نمایند).

عکس در سال 1944 برداشته شده
با 3 نشان ارتش آلمان بر سینه

با شدت یافتن عملیات پارتیزانی لشگر داس رایش برای گرفتن انتقام از پارتیزانها در روستای اورادور- سور - گلان (ORADOUR - SUE - GLANE) اقدام به قتل عام تمام مردم روستا نمود و به جز یک نفر تمامی اهالی روستا به توسط افراد هنگ پانزرگرانادیر از لشگر داس رایش کشته شدند، ولی ارنست بارکمن و هنگ تحت فرماندهی او در این کشتار هیچگونه نقشی نداشت. عملیات پارتیزانی باعث شد تا لشگر داس رایش که مقرر بود 4 روزه به شمال فرانسه برسد 16 روزه به آن منطقه وارد شود و 12 روز حیاتی برای آلمان از دست رفت و متفقین موفق شدند طی این مدت آنقدر نیرو و تجهیزات در نرماندی پیاده نمایند که تخریب سر پل آنان تقریبا غیرممکن شده بود. لشگر داس رایش در اوایل جولای به خط جبهه رسید و بلافاصله دستور یافت به نیروهای آمریکائی در منطقه سنت لو (SAINT-LO) حمله نماید. بارکمن به همراه تانک پنتر آسف خود که با شماره 424 شماره گذاری شده بود در نبردهای سنگینی با تانک های آمریکائی شرمن ام 4 و تانک های استیوارت ام 5 در منطقه بوکیژ (BOCAGE) به جنگ پرداخت. این جنگ در جاده ای کم عرض و زمینی گود انجام شد که در نتیجه آن آلمان ها موفق به ایجاد یک خط دفاعی مرگبار شدند و آمریکائی ها نتوانستند از برتری خود استفاده کنند. بارکمن ادعا نمود ضربات سنگینی به نیروها و تجهیزات آمریکا وارد نموده است. و موفق به متوقف نمودن پیش روی نیروهای آمریکائی در منطقه لا نیوفبورگ (LE NEUFBOURG) شده است. براساس اسناد ارتش آمریکا این نبرد در منطقه مارینی (MARIGNY) با نیروهای اسکادران چهارم سواره نظام وابسته به سپاه A رخ داده است که از پهلوی خط پیش روی نیروهای آمریکائی محافظت می کرد و درآنجا تعداد 2 تانک M5 و 2 تانک M8 و 6 تانک GP نیروهای آمریکائی منهدم شده بود. بارکمن به دلیل این موفقیت ها مفتخر به دریافت صلیب شوالیه برای نشان صلیب آهن خود شد.

بارکمن و تانکش

بارکمن و تانکش

با آغاز عملیات کبری و گرفتاری نیروهای آلمانی در تله محاصره فلیس (FALAISE نام یک منطقه در شمال فرانسه میباشد که نیروهای متفقین موفق به محاصره بخش بزرگی از نیروهای آلمانی شدند)، لشگر داس رایش به همراه لشگر 9 پانزر هوهن اشتاوفن تنها لشگرهائی بودند که مجرای این حلقه محاصره را بازنگاه داشتند تا تعداد زیادی از نیروهای آلمانی بتوانند از این محاصره بگریزند. بعد از بسته شدن کامل حلقه محاصره داس رایش دستور یافت تا به پشت دیوار غرب بازگردد. (دیوار غرب یا دیوار زیگفرید یک خط دفاعی در غرب آلمان و در مرز با فرانسه بود که توسط آلمان ها به منظور جلوگیری از ورود نیروهای متفقین به خاک اصلی آلمان ساخته شده بود ولی این دیوار دفاعی نیز نتوانست مانع از ورود نیروهای مهاجم به خاک آلمان شود). در طول مدت عقب نشینی به پشت دیوار زیگفرید بارکمن و نیروهایش چندین بار مجبور شدند با نیروهای آمریکائی به نبرد بپردازند و او موفق شد چند تانک دیگر آمریکائی را نیز منهدم نماید. پس از بازگشت موفقیت آمیز بارکمن به مقام لیدر اسکادران ارتقا یافت و تا پایان جنگ نیز در این مقام باقی ماند. موفقیت های بارکمن در جریان حمله به آردن و نبرد بلژ در دسامبر 1944 نیز ادامه یافت اما وی در 25 دسامبر در جریان این نبردها به سختی مجروح شد. در جریان حمله به آردن تانک پنتر بارکمن به داخل یک آرایش از تانک های وابسته به لشگر دوم زرهی آمریکا وارد شد و به دلیل تعداد زیاد تانک های آمریکائی وی موفق شد تعدادی از تانک های شرمن را هدف قرار دهد. یک تانک شرمن آمریکائی تانک پنتر بارکمن را هدف قرار داد اما آسیب وارده جدی نبود. هر دو تانک آسیب دیدند اما موتور تانک پنتر بارکمن از حرکت بازماند. پس از چند لحظه خطرناک مکانیک تانک بارکمن مجددا استارت زد و اینبار موتور روشن شد و تانک پنتر به حرکت خود ادامه داد اما برجک تانک قفل شده بود و حرکت دورانی نداشت. با وجود این نقص در راه بازگشت به عقب بارکمن موفق شد یک تانک پرشینگ آمریکائی را نیز هدف قرار دهد و به خطوط خودی بازگردد اما تانک وی اوراق شده بود.

در ماه مارس 1945 بارکمن در نزدیکی استولوایزنبورگ با نیروهای مهاجم شوروی به نبرد پرداخت و موفق شد تعداد 4 تانک T-34 را منهدم نماید. با نابودی این تانکها تعداد کل تانک هائی که به توسط لشگر داس رایش نابود شده بود به رقم 3.000 تانک رسید. در این زمان داس رایش به دلیل فرسودگی ناشی از نبردهای بی وقفه و نیز عدم جایگزینی تجهیزات نابود شده خویش عملا ازکارائی کمی برخوردار بود. واحدی که بارکمن آن را فرماندهی میکرد فقط تعداد 9 تانک با قابلیت عملیات را در اختیار داشت که 3 دستگاه از این تانکها به زودی در جریان یک نبرد با تانک های استالین از بین رفتند. به 6 تانک باقی مانده دستورداده شد تا به همراه باقی مانده تانک های وابسته به هنگ یکم لشگر لایب استاندارد آدولف هیتلر تحت فرماندهی یواخیم پایپر ادغام شوند. در آوریل 1945 بارکمن به همراه افرادش در نبردی در جنوب وین شرکت نمودند که در جریان آن تانک پنتر بارکمن با آتش اشتباه نیروهای خودی به آتش کشیده شد و او به همراه دیگر خدمه تانک مجروح شدند. ارنست بارکمن پس از آن موفق شد خود را به ناحیه تحت اشغال ارتش انگلستان برساند و توسط آنان به اسارت گرفته شد. او در پایان جنگ به عنوان رئیس آتش نشانی شهر کیسدورف و سپس به عنوان شهردار آن شهر برگزیده شد. او یکی از معدود کسانی بود که موفق به دریافت تمام نشانهای ارتش آلمان نازی شد. ارنست بارکمن در 27 ژوئن 2009 در شهر کیسدورف در سن 90 سالگی درگذشت.

آرامگاه ارنست بارکمن