یواخیم پایپر

یواخیم پایپر

Joachim Peiper

متولد 30 ژانویه ی 1915 مرگ 14 جولای 1976 پایپر در طول جنگ جهانی دوم جزو افسران ممتاز وافن اس اس و از همراهان هاینریش هیملر به شمار می آمد.وی در هر دو جبهه ی شرق و غرب مقابل متفقین جنگید و در سال 1945 به درجه ی سرهنگی رسید و به عنوان جوانترین سرهنگ تشکیلات اس اس شناخته میشود.

زندگی خصوصی یواخیم پایپر در 30 ژانویه ی 1915 در خانواده ای متوسط در ناحیه ی سیلسیای آلمان و لهستان(ناحیه ای مشترک) به دنیا آمد.پدرش سروان WaldemarPeiperدر خدمت ارتش امپراطوری آلمان بوده و در مبارزات استعماری شرق آفریقا جنگیده و چندین بار مجروح شده بود و در سال 1906 مدال صلیب نظامی دریافت کرد با آغاز جنگ جهانی اول پدر یواخیم به ترکیه فرستاده شد اما به دلیل جراحات و ابتلا به بیماری مالاریا باز نشسته شد.یواخیم پایپر دو برادر به نامهای هورست و هانس هسو داشت.یواخیم در مرکز آموزش متوسط گوته مشغول تحصیل شد اما نمراتش به اندازه ی کافی بالا نبود تا بتواند به دانشگاه برود.بنابراین در سال 1926 به همراه برادرش هورست به دوره ی آموزش نظامی پیشاهنگی رفت و اینجا بود که در خودش علاقه ی شدیدی به ارتش و امور نظامی یافت و این راه را ادامه داد تا به اس اس ملحق شد,برادرش هورست به هنگ توتنکوف پیوست و در جریان نبرد فرانسه کشته شد. یواخیم پایپر در تولد 24 سالگی اش به درجه ی Obersturmführer رسید و در همان زمان با یکی از منشیهای هاینریش هیملر که از نزدیکان وزیر امور خارجه نیز بود آشنا شد نام این دختر سیگارد هاینریشسن بود, این دو در 26 ژوئن 1939 طبق آداب رسوم اس اس (نوعی ازدواج سنتی)با هم پیمان زناشویی بستند و تا سال 1945 در کنر یکدیگر زندگی کرده و صاحب سه فرزند به نامهای هاینریش, الک و سیلک شدند.در سال 1945 و با آغاز بمباران سنگین برلین توسط متفقین پایپر خانواده ی خود را به منطقه ی دوری در بایرن علیا فرستاد تا از این یورش جهنمی به دور باشند.

یواخیم پایپر(Joachim Peiper)

ورود به عرصه ی نظامی زمانی که یواخیم پایپر 18 ساله بود آدولف هیتلر صدر اعظم آلمان شد, پایپر به همراه برادرش هورست داوطلب پیوست به جوانان هیتلری شد سرانجام در سال 1933 به خدمت سربازی رفت و در سال 1934 با شماره ی عضویت 132496 وارد اس اس شد.در تجمع سالانه ی نورنبرگ در همان سال توانست توجه ی هاینریش هیملر را به خود جلب کند و پله های ترقی پس از این توسط او به سرعت پیموده شد و در سال 1935 با سفارش رایش فوهرر هاینریش هیملر افسر ارشد اس اس شد.در ژانویه ی 1935 به اردوگاه جوانان هیتلری اعزام گشت, در این اردوگاه جوانترین اعضای اس اس و اس آ به بهترین شکل ممکن آموزش میدیدند پس از اتمام این دوره ها به درجه ی SS-Unterscharführer رسید.با آغاز سال 1936 یواخیم پایپر وارد یکی از بهترین گردانهای اس اس یعنی گردان محافظین شخصی پیشوا Leibstandarte شد و تا اواسط سال 1938 در همین گردان بود و در این مدت رابطه ای صمیمی بین او و هیملر شکل گرفت و سرانجام در 4 جولای 1938 بادیگارد و همراه شخصی رایش فوهرر گشت.

پایپر در کنار هیملر

زپ دیتریش(چپ پشت هیملر)
هاینریش هیملر (وسط)
و پایپر(راست ) در متز سپتامبر 1940

در طول جنگ جهانی دوم در نبرد لهستان 1939 او تنها همراه هیملر بود و در هیچ نبردی شرکت نداشت همچنین طبق اسناد تایید نشده آدولف هیتلر از هیملر خواسته بود تا به حذف روشنفکران لهستانی بپردازد و در پی همین دستور 20 لهستانی به دست اس اس ها اعدام شدند و پایپر با وجود اطلاع از این موضوع سکوت اختیار کرد که البته همین ماجرای تایید نشده و احتمالا ساختگی بعدها کار دستش داد.در جریان نبرد فرانسه در سال 1940 توانست هیملر را متقاعد کند تا به او اجازه ی نبرد مستقیم دهد.او فرمانده ی یک جوخه ی کوچک از هنگ 11 لایب اشتاندارد شد و کارنامه ی درخشانی از خود بر جای نهاد همچنین او با به غنیمت گرفتن بخشی از یک توپخانه ی انگلیسی مدال صلیب آهنی دریافت کرده به درجه ی Hauptsturmführer رسید.سپس در 20 ژوئن به کار سابق خود یعنی آجودانی هیملر بازگشت و در 10 جولای 1940 به همراه هیملر به پناهگاه برقوف که در آن رهبران رایش به همراه شخص پیشوا نقشه های جنگی را میکشیدند رفت.

یواخیم پایپر در اسپانیا

کارل ولف و یواخیم پایپر و
هاینریش هیملر در کنار
فرانسیسکو فرانکو -اسپانیا اکتبر 1940

در فوریه ی 1941 هیملر درباره ی عملیات بارباروسا و نبرد علیه شوروی به پایپر اطلاعاتی داد با آغاز این عملیات پایپر از جانب هیملر به پشت خطوط مقدم فرستاده شد و وظیفه ی نبرد با پارتیزانها و کومونیستها را بر عهده گرفت در همین زمان بود که ورنر گروتمان آدوجان اول رایش فوهرر شد و به نوعی جای پایپر را گرفت ولی هیملر یواخیم را مانند برادر کوچکتر خود دوست داشت و در مکاتباتش با وی همواره او را یواخیم عزیزم" "my dear Jochen میخواند.هنگ 11 پایپر در نبردهای ماریپول و روستوف شرکت کردند و پایپر با نقشه های سراسر تهاجمی اش سربازان روس بیشماری را به اسارت آلمانها دراورد و همچنان در پشت خطوط مقدم با پارتیزانهای روس میجنگید.در ماه مه 1942 برادر دیگرش هانس هسو در فرانسه به دلیل ابتلا به بیماری سل در گذشت و به پایپر چندین ماه استراحت داده شد و او به فرانسه بازگشت. با آغاز سال 1943 او که به درجه یSS-Obersturmbannführer رسیده بود با وخیم شدن وضیت آلمانها در جبهه ی شرق مخصوصا در استالینگراد بار دیگر به شرق فرستاده شد و نیروهای خود را در شهر خارکوف مستقر کرد تا در صورت شکسته شدن خطوط محاصره ی استالینگراد جلوی نیروهای روس را بگیرد.با آغاز نبرد خارکف او که فرمانده ی هنگ سوم از لشگر2Panzergrenadier بود با یک حمله ی غافل گیر کننده و برق آسا 48 کیلومتر به داخل خطوط نیروهای روس نفوذ کرد و با دادن 1500 نفر تلفات چندین هنگ از نیروهای روس را متلاشی کرد و لشگر پیاده نظام 320 شوروی مقابل وی تسلیم شده و به اسارت درامدند.با شدت گرفتن درگیریها نیروهای پایپر به محاصره ی نیروهای شوروی درآمدند و به هنگام عقب نشینی اسکی بازان ارتش سرخ پل رودخانه ی اودی UDY که تنها راه عقب نشینی پایپر و یارانش بود را ویران کردند, با رسیدن به این پل یواخیم پایپر و سربازانش با دفاع سرسختانه و حفظ موقیت خود و تعمیر کردن پل ویران شده رودخانه ی UDY به طور معجزه آسایی عقب نشینی کردند البته این پل نمیتوانست وزن تانکهای آلمانی را تحمل کند بنابراین پایپر تانکها هنگ سوم آلمان را از مسیر دیگری به خطو آلمانها بازگرداند. شجاعت او در این نبرد مدال طلایی Deutsches Kreuz in Gold را در6 می 1943 برایش به ارمغان آورد.در همین زمان بود که او شیوه ی خاصی از مبارزه را ابداع نمود بدین صورت که ماشینهای زره پوش خود را شبانه به روستاهای تحت کنترل ارتش سرخ میفرستاد و این خودروهای زرهی با سرعت حرکت کرده و به سقف خانه ها شلیک میکردند, از آنجایی که سقف این خانه ها کاه گلی بود به سرعت آتش میگرفت و سربازان روس را به وحشت می انداخت همچنین آذوقه ی غذایی آنان در آتش میسوخت.همچنین یواخیم پایپر به خاطر شجاعت و هوش سرشارش مدال صلیب شوالیه دریافت کرد زیرا به همراه گروه کوچکی از سربازانش به یک گردان از سربازان ارتش سرخ یورش برده و یک تانک T-34 , ده ها خمپاره انداز و ماشین زرهی و بیش از 800 سرباز روس را نابود ساخته بود همچنین در این نبرد 300 اسب هم به غنیمت گرفت. پایپر به همراه لشگر لایب اشتداندارد در نبرد کورسک هم حضور یافت.

یواخیم پایپر و هیتلر(Joachim Peiper) class="img-responsive"

یواخیم پایپر و هیتلر

سپس پایپر به ایتالیا فرستاده شد تا جلوی نفوذ متفقین از آنجا را بگیرد.اما با سقوط بخشهای اعظمی از این کشور متحد آلمان از آن ناحیه فراخوانده شد.یواخیم پایپر در 20 ژانویه 1944 به مقر اصلی اقامت هیتلر فراخوانده شد و شخص پیشوا ضمن تشویق و تشکر کردن از وی مدال صلیب شوالیه ی او را به برگ بلوط مزین نمود.پس از مدتی در سالروز 29 سالگی اش به درجه ی Obersturmbannführerرسید.در هنگام اقامتش در خارکوف و ایتالیا متهم به آتش زدن عمدی چند روستا و کشتار روستاییان شده بود که این مورد هم بعدها کار دست وی داد.در سن 29 سالگی دچار افسردگی و خستگی جسمی و روحی شد و پزشکان اس اس چند ماه استراحت و فراقت از جنگ برایش در نظر گرفتند و یواخیم پیش خانواده اش بازگشت. سپس در مارس 1944 به بلژیک فرستاده شد تا آشوب به پا شده در آنجا را سرکوب سازد.با ورود متفقین به ساحل نرماندی یواخیم پایپر به سمت نرماندی یورش برد با وجود کمبود تانک(بخش اعظم تانکهای اس اس در بلژِک زمینگیر شده بودند زیرا متفقین تمامی خطوط راه آهن را بمباران و نابود ساخته بودند)با شجاعت تمام به دفاع از فرانسه پرداخت دفاع آلمانها بسیار پراکنده و نا کارامد بود و شکستهای پی در پی باعث کاهش روحیه و نفرات گردانهای اس اس شد.همچنین پایپر در سپتامبر 1944 به بیماری یرقان دچار شده و چندین ماه در بیمارستانی در باواریا بستری شد. پس از عملیات نرماندی و هجوم گسترده ی متفقین آلمانها مرتبا عقب نشینی میکردند تا به خط دفاعی زیگفرید رسیدند اینجا بود که هیتلر نقشه ای برای قیچی کردن قوای متفق کشید.نبرد آردن برای رسیدن به رودخانه ی موز هلند, محاصره و بریدن متفقین و تصرف انبار سوخت نیروهای متفق در بلژیک (انبار باستونی) و سرانجام تصرف بندر آنتروپ آغاز شد.در اولین روز نبرد آردن در 16 دسامبر نیروهای تحت فرماندهی پایپر که قصد تصرف هاوزن فیلد را داشتند با مقاومت 18 رنجر از یگان تجسسی ارتش ایالات متحده رو به رو شدند و 16 ساعت از برنامه ی خود عقب افتادند اما سرانجام توانستند از خط دفاعی آمریکاییها عبور کرده و هاوزن فیلد را تصرف کنند و 190 هزار لیتر بنزین غنیمت بگیرند, با بدست آوردن سوخت کافی تانکها و خودروهای نظامی پایپر به پیشروی خود ادامه داده و در شب روز دوم نبرد پل رودخانه ی AMBLEVE (آمبلیو) را تصرف کنند.از این لحظه به بعد پیشروی نیروهای پایپر بسیار سخت شد زیرا برف و یخبندانی که از صبح روز دوم نبرد آردن آغاز گشته بود اینک شدت گرفته و مه غلیظی صحنه ی نبرد را پوشانده بود همچنین مهندسین آمریکایی پل رودخانه ی SALM را منفجر کرده بودند بنابراین پایپر به نیروهایش فرمان داد مستقیما به سمت جاده ی موز حرکت کنند سپس مهندسین آمریکایی پل رودخانه ی موز را نیز منفجر کردند این پل برای پیشروی آلمانها بسیار حیاتی بود.صحنه ی نبرد بدین شکل درامده بود پایپر و نیروهایش ارتش مرکزی نبرد آردن را تشکیل میدادند و پیشرویهای مکرر و برق آسای این نیروها باعث افتادن فاصله ی نسبتا زیادی بین ارتش مرکزی و جناحین نیروهای آلمانی افتاده بود به طوری که دیگر نمی توانستند از هم پشتیبانی کنند و با نابودی پل رودخانه ی موز پایپر و سربازانش که متوقف شده بودند آماج حملات سنگین بمب افکنهای آمریکایی انگلیسی قرار گرفته و متحمل خسارات فراوانی شده بودند.خراب شدن پل آمبیلو باعث قطع شدن راه تدارکاتی پایپر گشت همچنین نابودی پل موز پیشروی او را غیر ممکن ساخته بود حال دیگر میشد نتیجه ی نبرد را حدس زد.پایپر نا امیدانه به شهر استامونت(STOUMONT) پناه برد و خط دفاعی کوچکی در این شهر ایجاد کرد.ستونهای زرهی و سربازان پایپر 6 روز در این شهر به شدت بمباران شدند نرسیدن سوخت و تدارکات و از دست دادن بخش قابل ملاحظه ای از تانکها باعث شد او درست ترین تصمیم را بگیرد.پایپر در 24 دسامبر به نیروهای باقی مانده اش دستور داد که تمام خودروهای زرهی خود را رها کرده و از میان جنگل آردن به سمت خطوط خودی عقب نشینی کنند, یوآخیم پایپر و 800 تن از سربازانش پس از 36 ساعت پیاده روی طاقت فرسا در میان یخ و برف به نیروهای خودی رسیدند در این مسیر طولانی و یخ زده 36 نفر از سربازانش را از دست داد.در ژانویه ی 1945 یوآخیم پایپر به دلیل شجاعت و حفظ جان سربازانش در نبرد آردن به دریافت شمشیر طلایی بر روی صلیب شوالیه اش نائل آمد.در پایان ژانویه به برلین رفت و در 4 فوریه بود که برای آخرین بار رایش فوهرر هاینریش هیملر را ملاقات کرد.سپس به عنوان فرمانده ی یک واحد از ارتش لایب اشتاندارد به اتریش رفت و در آنجا بود که خبر مرگ پیشوا آدولف هیتلر را برای وی آوردند در 8 ماه می 1945و به تمامی نیروهای اس اس مستقر در اتریش دستور داده شد به غرب و به سمت رودخانه ی اسن حرکت کرده و خود را تسلیم نیروهای آمریکایی کنند.اما پایپر تن به اسارت نداده و فرار کرد سرانجام در 28 ماه می در شهر شلیرسی که تنها 30 کیلومتر با خانه اش فاصله داشت دستگیر شد.

یواخیم پایپر(Joachim Peiper)

پس از جنگ جهانی دوم یواخیم پایپر را به اردوگاه داخائو منتقل کردند و در پی بازجوییهای مختلف او اعتراف کرد که مسئول کشته شدن362 اسیر جنگی و 111 فرد غیر نظامی است.او تمامی مسئولیت این کشتارها را بر عهده گرفت و سربازانش را از هر گناهی مبرا کرد زیرا آنان نمی توانستند از دستور او سرپیچی کنند.او به همراه 42 نفر دیگر در16 جولای 1946 به جرم جنایات جنگی به اعدام با طناب دار محکوم شد اما دادگاه تجدید نظری که بعدها تشکیل شد حکم بعضی از این افراد را که پایپر هم جزوشان بود به حبس ابد تغییر داد.یواخیم پایپر در حدود 12 سال زندانی بود و سرانجام در پایان دسامبر 1956 از زندان آزاد شد.

پایپر در دادگاه

پایپر در دادگاه

در 17 ژانویه ی 1957 در بخش فنی شرکت پورشه در اشتوتگارد مشغول به کار شد.یواخیم پایپر که قصد داشت برای شرکت در مسابقات اتومبیل رانی به آمریکا سفر کند درخواست صدور ویزا کرد که دولت ایالات متحده به دلیل جنایتکار خواندن وی به او ویزا نداد.همچنین در23 ژوئن 1963 یواخیم پایپر بار دیگر به دادگاه کشانده شد زیرا 2 روستایی از روستای بووس او را به جنایت علیه بشریت متهم کرده بودند اما به دلیل کافی نبودن مدارک پایپر بیگناه شناخته شد.در سال 1972 به ملک شخصی اش در کشور فرانسه رفت و با سکوت و احتیاط به زندگی ادامه داد حتی نام خود را به رینر بوشمن تغییر داد.اما در سال 1974 یک عضو سابق نهضت کومونیست فرانسه او را شناسایی کرد در همان سال بود که روزنامه ی ارگان حزب کومونیست وی را به مرگ تهدید کرد.روز بعد پایپر خانواده اش را به آلمان فرستاد ولی خودش در فرانسه باقی ماند او کسی نبود که از ملک شخصی اش فرار کند او فرد ترسویی نبود, در شب 13 جولای سال 1976 صدای گلوله از خانه ی وی شنیده شد پایپر هم متقابلا چندین گلوله شلیک کرده بود اما مهاجمین که تعدادشان بیشتر بود خانه ی او را به گلوله بستند صبح روز بعد جسد یواخیم پایپر را در حالی که گلوله ای در سینه اش قرار گرفته بود در خانه اش پیدا کردند و این پایان کار جوان ترین سرهنگ اس اس یواخیم عزیز رایش فوهرر بود.

پایپر در میان سالی

پایپر در میان سالی