بررسي استراتژی نظامی آلمان در جنگ جهاني دوم
قسمت دوم
نقش يك جاسوس زبردست
ريچارد سورج بي ترديد تأثيرگذارترين جاسوس قرن بيستم بوده است حال آنكه كمتر كسي نام او را مي داند. سورج كه تحت پوشش يك نشريه آلماني در ژاپن كار مي كرد و از پدر آلماني و از مادر روس بود اما گرايش شديد وي به بلشويكها او را در خدمت ارتش سرخ درآورد. وي به روسها خبر داد كه ژاپن ۲ ماه ديگر قصد حمله به پرل هاربر را دارد و عملاً علاقه اي به نبرد با شوروي از طريق چين و شرق ندارد. اين اطلاعات استالين را مطمئن كرد كه از شرق خيال او راحت است. حال آن كه اگر ۱۰۰ لشكر مذكور كه جان سخت ترين ملتهاي شوروي آن را تشكيل مي دادند به كمك مسكو نمي آمد سقوط مسكو قطعي بود.
نوامبر ۱۹۴۱
نبرد مرگ و زندگي آغاز شده است. صداي توپهاي سهمگين لحظه اي قطع نمي شود بزرگترين پيكار تاريخ براي تسخير يك شهر آغاز شد مبارزه ۵ ميليون سرباز و دهها هزار تانك. درست در لحظاتي كه آلمانها در حال مبارزه با نيروهاي از نفس افتاده شوروي هستند ناگهان ورود ۱۰۰ لشگر شرقي همه چيز را بر هم زد. در حالي كه در سرماي ۴۰ درجه زير صفر سربازان آلماني حتي قادر به روشن كردن تانكهاي خود نشدند جنگجويان سيبريايي گويي مشغول تفريح تابستاني هستند.
۵ دسامبر ۱۹۴۱
آلمانها كه تا ۳۰ كيلومتري مسكو رسيده بودند اكنون به ۲۵۰ كيلومتري مسكو عقب رانده شدند. خرس سفيد از خواب زمستاني بيدار شده بود. هيتلر احمقا نه مي كوشيد تا خلاف دستور فرماندهان خود عقب نشيني نكند او فكر مي كرد از جان گذشتگي به تنهايي كافي است حال آن كه اين بار سرباز مقابل او سربازان كم طاقت فرانسوي، يوناني و بلژيكي نبودند. او اكنون با سرسخت ترين سرباز تاريخ طرف بود. «سرباز روس»
بزرگ ترين اشتباه تاريخ
اگر از هر کسی بپرسند كه سردترين ماه سال چه ماهي است بي درنگ مي گويد: نوامبر يا دسامبر. و دقيقاً نبرد مسكو در اين دو ماه صورت گرفت. اگر هيتلر يكماه وقت خود را صرف مبارزه با يوگسلاوي نمي كرد و ۲ ماه را بيهوده در تسخير لنينگراد و كيف از دست نمي داد و اين جنگ در اوت يا سپتامبر رخ مي داد قضيه متفاوت بود.
ناپلئون ۱۳۰ سال قبل از آن يكبار اين راه را رفته بود. او حتي مسكو را گرفت. اما هنگامي كه گرفتار ۳ ژنرال معروف روس يعني «ژنرال نوامبر، ژنرال دسامبر و ژنرال ژانويه» شد مجبور شد ۵۰۰ هزار نيروي خود را رها كند و با يك كالسكه خود را به پاريس برساند.
اشتباه بزرگ تر
هيتلر پس از شكست مسكو به جاي آن كه خود را به دادگاه نظامي بسپارد بهترين مارشال هاي آلماني را بركنار كرد. سرداراني كه بي ترديد لايق ترين، باهوش ترين و از جان گذشته ترين نظاميان آلماني بودند.
ژنرال گودريان مارشال زرهي آلمان و مبتكر جنگ هاي «برق آسا با استفاده از تانك» بزرگترين قرباني بود. هالدر، براونيچ، بوك و هوپنر نيز قربانيان بعدي بودند. از ۱۶ دسامبر ۱۹۴۱ ديگر آلمان هيچ پيروزي چشمگيري در جبهه شرق به دست نياورد.
اشتباهي ديگر
آلمان ها به جاي تحكيم مواضع (به دليل ضعف در برابر روس ها) دست به حملات بي فايده اي زدند اما فاجعه بزرگ براي ارتش آلمان نبرد استالينگراد بود. هيتلر درحالي كه با از دست دادن مسكو عملاً قلب و مغز حريف را رها كرده بود به سراغ هزاران كيلومتر آنسوتر (و جايي كه ده ها ساعت با هواپيما با برلن فاصله داشت) رفت.
اگر آلمان موفق به تسخير مسكو مي شد ايرادي نداشت كه خود را به پشت رودخانه هاي دن و ولگا برساند و از آنجا به سراغ خاورميانه برود اما وي از ياد برده بود كه روس ها از ۱۳۰ ميليون نفوس برخوردارند كه تاكنون ۱۰ ميليون نفر آنها براي نبرد با ارتش هيتلر بسيج شده اند. اگر چه نبرد مسكو از نظر ابعاد بزرگترين نبردها بود اما نبرد استالينگراد سخت ترين و خونين ترين نبرد بود.
فيلد مارشال فون پاولوس با يك ميليون سرباز، ۵ هزار تانك و ۳ هزار هواپيما با هدف محو استالينگراد از صحنه گيتي نبرد را در اوت ۱۹۴۲ آغاز كرد. حال آن كه روس ها با ۲ ميليون سرباز تحت فرماندهي ۲ ژنرال بزرگ روس (ژوكوف و چويكف) قصد زدن ضربه نهايي را به آلمان داشتند.
فون پاولوس از هيتلر درخواست مي كند تا با عقب نشيني ارتش ششم موافقت كند اما هيتلر مي گويد: «نه عقب نشيني كن و نه تسليم شو.»
نبرد استالينگراد به دليل پافشاري طرفين براي پيروزي مبدل به پيكار خونيني مي شود كه در يك طرف آن سربازان روس از مرگ واهمه ندارند و در طرف ديگر آلمان ها اجازه عقب نشيني ندارند. كشته هاي آلمان ها در اين نبرد همواره اعلام شده اما كسي به كشته هاي روسها اشاره نمي كند حال آن كه براساس برآورد از شدت نبرد و بمباران روسها توسط هواپيماهاي آلماني، دفاع از اين شهر حداقل يك ميليون كشته براي روسها دربرداشت.
درنهايت ارتش ششم محاصره شده، پس از ۳ماه تسليم مي شود و به همين راحتي بخاطر دستورات احمقانه پيشوا، آلمان ۳۰درصد نيروهاي خود را ازدست مي دهد. درژانويه ۱۹۴۳ از ۲۷۰هزارنيروي يك سپاه آلمان چيزي جز ۹۰هزار اسكلت گرسنه نمانده كه آن هم تسليم چويكوف روس مي شود. اكنون گارد آلمان در شرق كاملاً بازشده است.