بررسي استراتژی نظامی آلمان در جنگ جهاني دوم
قسمت سوم
نبرد در شرق آسيا
دسامبر۱۹۴۱
هزاران بمب افكن و اژدرافكن ژاپني در طي حمله به پرل هاربر بزرگترين عمليات غافلگيرانه دريايي را انجام دادند آنها دو ناو هواپيمابر دهها كشتي و هزاران ناو آمريكايي را از بين برده و ناوگان دريايي آمريكا در اقيانوس آرام را از روي زمين محوكردند اما اين تنها به مثابه زدن مشت به يك خرس عصباني بود. ايالات متحده طي مدت كوتاهي با تجهيز توانايي هاي خود به سرعت به منطقه بازگشت..
اما آنچه كه در نبرد شرق آسيا اكثراً به عمد ناديده گرفته شده دلاوري ژاپنيها است. اگرچه آنها نيز به مانند آلمانها به دلايل نژادي دست به بي رحميهاي بزرگي در شرق زدند اما چنانچه گفته شد بي رحمي آنها چيزي بيش از نيروهاي آمريكايي نبود.
نابودي يك امپراطوري
عمليات ژاپن درسال ۱۹۴۲ و ۱۹۴۳ عامل انهدام امپراطوري بريتانيا در شرق بود.
اگر آلمانها سنگين ترين ضربات را در غرب، شمال آفريقا و خاورميانه به امپراطوري انگليس زدند. اين ژاپنيها بودند كه امپراطوري مذكور را در شرق براي هميشه نابودكردند.
ژاپن با انجام حمله هاي غافلگيرانه به كشورهايي نظير ويتنام، برمه، مالزي، اندونزي و سنگاپور امپراطوري هاي «كهنه استعمارگر» را (هلند، فرانسه و انگليس) ازمنطقه بيرون راند.
بزرگترين كشتي هاي اعزامي انگليس در نبردهاي شرق آسيا ازبين رفتند.
پادگان سنگاپور (انگليسي) نجنگيده تسليم شد. به عبارت ديگر سالهاي ۴۲ و۴۳ سراسر شاهد پيروزي ژاپنيها بود.
ورق برمي گردد
آمريكاييها پس از بازسازي ناوگان و با پشتوانه قدرت اقتصادي و صنعتي خود طي مدت كوتاهي دهها ناو هواپيمابر، صدها ناوشكن و دهها هزار هواپيما را به جبهه شرق آسيا گسيل مي دارند.
به مانند نبرد اروپا دراين نبرد نيز آمريكاييها دست به بمبارانهاي گسترده شهرهاي ژاپن مي زنند. (اصولاً انهدام شهرها جزو استراتژي هاي جنگي آمريكا بوده است) برتري غيرقابل كتمان تسليحاتي آمريكا بر ژاپن در اواخر سال ۱۹۴۴ سبب شد تا ژاپنيها با استفاده از عمليات انتحاري كاميكازه ها عليه ناوهاي آمريكايي جنگ را ادامه دهند.
كاميكازه ها اقيانوس آرام را به جهنم آمريكا تبديل كردند طي يكسال آنها ۲۰۰ناو بزرگ و ناو هواپيمابر آمريكايي را موردحمله قراردادند و ۳۰ فروند از آنها را بطوركامل غرق كردند.
انبوه داوطلبان كاميكازه دريا را براي آمريكا ناامن كرده بود. هواپيماي تك نفره «زيرو» ساخت ژاپن با گذر از كمند جنگنده هاي آمريكايي در حالي كه صدها توپ ضدهوايي آن را هدف قرارداده بود با تمامي مهمات، خود را به وسط ناوهواپيمابر (درحالي كه دهها هواپيما را درعرشه داشت) مي كوبيد و ناو مذكور را دونيم مي كرد.
تصاوير ضبط شده از نبردهاي فوق گوياي حركت حيرت آور ژاپنيها است.
بسياري از اين هواپيماها دراثر شدت آتش پدافند ناوهاي آمريكايي قبل از اصابت به ناو متلاشي مي شدند.
برخي از اين هواپيماها با قرارگرفتن در سطح ۲ تا ۵متري دريا مستقيم به سمت ناوآمريكايي مي تاختند و به دليل آنكه توپها به سمت پايين نمي توانستند شليك كنند بدون مشكل خود را به ناو مي زدند. البته اين روش قدرت تخريب كمتري داشت اما ناو را از فعاليت بازمي داشت.
درروي زمين نيز وضع ژنرال مك ارتور سر فرمانده نيروهاي آمريكايي در جنوب شرق آسيا از اين هم بدتر بود او براي تصرف يك جزيره كوچك هزارنفر و براي تصرف جزاير بزرگ ۲۰ تا ۵۰هزار نفر تلفات داده بود و از اين جزاير «صدها و نه بلكه هزاران» در شرق آسيا پراكنده بود.
مك آرتور طي نامه اي به ترومن (كه اكنون جاي روزولت را گرفته بود) اعلام كرد براي فتح توكيو اگر از بمب اتم استفاده نشود حداقل ۷۰۰هزار تا يك ميليون سرباز آمريكايي را بايد فداكنيم، چرا كه ژاپنيها به هيچ عنوان تسليم نمي شوند. آيين شينتوتسليم و اسارت را نمي پذيرد.